د ر هم کد ه

تنها در همه جا

\\\\شعر به سبک نو /////////


خواهرم در کوچه آرايش مکن!
از جوانان سلب آسايش مکن**

گيسوان از روسري بيرون مريز
بر مسير ديدگان افسون مريز**

خواهرم ديگر تو کودک نيستی
فاش مي گويم عروسک نيستی**

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟**

خواهرم اينقدر طنازي نکن!
با امور شرع لجبازي نکن**

در امور خويش سرگردان مشو
لايق چشمان نامردان مشو**

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟
راست راستي، اين تريپت بد شده !**

پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است
خشتکت چسبيده بر يک جايي است !**

خواهرم ، اين خط چشم، ايراني است؟
امتدادش يک کمي طولاني است!**

خواهرم گيرم که مو بر مي زني،
مو ي پا و دستها را ميکني ،**

زير ابروي تو اي خواهر ! کجاست؟
زير ابروي تو ، رکن دين ماست!**

خواهرم ، تاتوي ابرو ميکني؟
ابرو هشتي ، شينيون مو ميکني؟**

خواهرم ، مو را چرا مش مي کني؟
توي مويت هي چرا کش ميکني؟**

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟
اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست !**

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟
بردن دل از داداش و من چرا ؟**

خواهرم من ديده ام چت ميکني
توي چت ، جلب محبت ميکني!**

اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟
بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست!**

خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو !
برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو !**

جون من، صيغه ميشي ، با مهر کم ؟
گر بخواهي ، کل ريشم مي زنم!!!**
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

مارمولک

 تن آدمی شریف است به جان آدمیت ................ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

به نظر شما الان این شعر اینجوری نشده؟؟

تن آدمی شریف است به جان ادمیت ............... نه ، همین لباس زیباست نشان آدمیت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

بعد میگین پسرا با دخترا لجن؟؟!!

images?q=tbn:ANd9GcRPp9H5HwKqpoCdm5emuR6
             نگاه خودتون بهونه دست پسرا میدینا        

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

عشق.................

آنقدر‌ها هم اعتیاد چیز بدی نیست ؟!

یک نفس عمیق می‌‌کشم از هوای نفست...

خمارم می‌کند بوی تنت....

چه حال خوبیست معتاد تو شدن.... 

ادامه مطلبو فراموش نکنی ببینی



برچسب‌ها: مطالب عاشقانه, دوست دارم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

تنهایی؟؟

در ایـن شـب هـایِ سـردِ زمـسـتان

چرا هیـچ چـیز مـرا گـرمـ نمـی كـنـد؟؟

کاش دستانت را داشتم


برچسب‌ها: دلتنگی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

مانند یک عبور....

مانند یک بهار....


مانند یک عبور....

از راه می رسی و مرا تازه می کنی.


همراه تو هزار عشق از راه می رسد

همراه تو بهار...

بردشت خشک سینه من سبز می شود.


وقتی تو می رسی....

در کوچه های خلوت و تاریک قلب من ...

مهتاب می دمد...


وقتی تو می رسی...

ای آرزوی گم شده بغض های من...

من نیز با تو به عشق می رسم



برچسب‌ها: جملات عاشقانه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟


این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟ 

******************

معلوم نیست

چند تا بهار

 چند تا تابستون

چند تا پائیز

چند تا زمستون از هم جدائیم                 اما

تا همیشه با عشق و صداقت باهم و برای هم


برچسب‌ها: مطالب عاشقانه, دوست دارم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

دلم ....


چقــدر دلتنــگ                                              حضــورت هستــم! 

کــاش تصــویــرت،                              نفــس مــی کشیــد


برچسب‌ها: دلم تنگ است, عکس عاشقانه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

بیا ببین اسمت چه رنگیه؟؟؟؟؟

اسم شما چه رنگیه ؟!
به گفته ی روانشناسان همه ی ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می دیم.برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر بذاره.اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه؛پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید :

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم :
اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در بالا
برای هر کودوم،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛مثال:
مهدی قاسمیان
م4 ه8 د4 ی3 ق8 الف1 س1 م4 ی3 الف1 ن5
حالا اعداد رو با هم جمع می کنیم: 42=4+8+4+3+8+1+1+4+3+1+5
باز دوباره این دو عدد رو با هم جمع میکنیم: 6=2+4
عدد شش مربوط به رنگ نیلی هست.اگه عدد بدست اومده از 9 بیشتر بود،
باز دوباره اون دو عدد رو با هم جمع کنین.
حالا میتونین مشخّصات خودتون رو بخونین...
صورتی


دارای قدرت جسمی بالایی هستید.به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید رؤیاهایتان را به راحتی به واقعیّت تبدیل کنید.با مسؤلیتها به راحتی کنار می آیید و می توانید دیگران را در حلّ مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.




قرمز


بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران نیز مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعّالیت بپردازید و مورد توجّه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید.ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العادّه تان در جهت مثبت استفاده کنید.


زرد
بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعّال دارید.هرگز در ابراز آنچه می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،ابتکار و مستعد بودنتان،در برقراری ارتباطی خوب با دیگران،همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نخواهید کرد؛مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیّل و تجسّم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق می کند.اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید، در آخر خواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخّص شروع کرده اید،ناتمام مانده اند.


طلایی
در هر چیزی،فقط حدّ بالای آن می تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر،رفتار و کلامتان چنان جذّابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود!دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید.می توانید معلّم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می توانید به بهترین موفّقیّت ها تبدیل کنید.


نیلی


زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،می توانید توان و شادی فوق العادّه ای به افراد افسرده ببخشید.علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید،از یک حسّ ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.


سبز


برای شما خیلی مهم است که برنامه ی روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برای شما اهمّیت ویژه ای دارد.به ندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدّی نزد شما می آیند.برای حلّ مشکلات دیگران به شدّت حرص می خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائز اهمّیّت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی دارید.ترجیح می دهید به جای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن،روی هدف ثابتی به فعّالیّت بپردازید.

________________________________________

بنفش


عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل،عشق به علوم ماوراءالطّبیعه در شما به حدّ کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید.هیچ اتبفاقی را به راحتی قبول نمی کنید مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کرده باشید.برای حلّ مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.
________________________________________

آبی


به احتمال قوی،دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجّه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید.اگر این همه دنبال تنوبع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العادّه دارد.
________________________________________


نارنجی
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذّت برده و انرزی مثبت می گیرند.سعی می کنید همیشه لیوان را از نیمه ی پر آن ببینید و با بذله گویی خاصّ خود،محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده ی کمک به دیگران هستید.


برچسب‌ها: بیا ببین اسمت چه رنگیه, شخصیت شما, شخصیت شناسی از روی اسم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

تصاویر دیدنی

باغ Tiergartenبرلین در آلمان

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

درخت زندگی در کنیا

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

سنترال نیویورك

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

باغهای گل هلند

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir 

برج الحمام در مصر

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

قافله ای در شنزارهای موریتانی

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

أردن

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

مناظر طبیعی کشاورزی در فرانسه

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

خشکاندن طلای تر روی فرش در هند

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

قالبهای معدن مس در شیلی

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

مسجدی در مالی

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

أردن

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

کشتی یخ شکن "سنت لویس لوران" در نونافوت - كانادا

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

قلعه حلب در سوریه

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

مزرعه زیتون در اسپانیا

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

دریاچه کاسو

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

بندقیه

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

باغی در مونتانا

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

روستایی نزدیک تاهوا در نیجریه

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

كالیدونیای جدید

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

خشکاندن ذرت در کنار بزرگراههای پکن

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

پنبه چینی در ساحل العاج

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

مردی که تنها در یک استادیوم ایستاده است

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

نفت کشی در کانادا

تصاویری از شگفتی های زمین  از آسمان_Irandid.Ir

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

پدر عاشقی بسوزه

من سرم توی کار خودم بود 

.
.

.
بعد یه روز یه نفرو دیدم

 

.

t6wzje97o9ilollrob.jpg.

. اون این شکلی بود

.
hrsz9eew6setdl6ynl72.jpg.

. ما اوقات خوبی با هم داشتیم

.

esalpypi2u00zq6lav9s.jpg.

. من یه کادو مثل این بهش دادم

.
6uwago0r0tv8vm97sulj.jpg

وقتی اون کادومو قبول کرد من اینجوری شدم

.
llcl1sai8f2vmrgi3m5a.jpg

. ما تقریبا همه شبها با هم گفت و گو میکردیم

.
pcli2y315zdkn23r6o6q.jpg

. وقتی همکارام من و اونو توی اداره دیدن

اینجوری نگاه میکردن

. .

qofitv0n71ye7tjkahx.jpg

. و منم اینجوری بهشون جواب میدادم

.
no6uezt96r6uxhirga69.jpg

. اما روز ولنتاین

اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه

.
m2urkhhaqy4s75e8awe.jpg.

. و من اینجوری بودم

.
2gzyyzowmjm6daikcmrj.jpg

. بعدش اینجوری شدم

.
vls9f1s75f20mnozax82.jpg

li8k0gqyotu7tucksyv.jpg
.

.

احساس من اینجوری بود

.
l2bk37zxwklh9es2c8m.jpg
.

.

بعد اینجوری شدم

.
7cqbkv0azyih6qfu2lhi.gif

.

.

بله….آخرش به این حال و روز افتادم

.
irfzp6bnctx1pqug87f1.jpg
.

.

پدر عاشقی بسوزه

. .
u5a6pospwgyljdufhoj.jpg



برچسب‌ها: پدر عاشقی بسوزه, عشق
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

منو ببخش

توروخدا بعد من مواظب خودت باش     

گریه نکن اروم بگیر به فکرزندگیت باش

غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منوبخاطر تموم خوبیهات ببخش

اصلا فراموشم کن و فکرکن منونداشتی

اینجوری خیلی بهتره بگی منو نخواستی

بروبگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری

 اگه تو تنها بمونی باکسی کاری نداری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون


برچسب‌ها: مطالب عاشقانه, دوست دارم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

حالا شما بگین با یک چنین آدمی باید چه کار کرد؟؟؟

 دیدین تا به حال یه نفر خودش با شما بد رفتاری کنه بهتون بگه برو دیگه بهم زنگ نزن دیگه نمیخوام باهات باشم

بعد جالب اینجاست که پشت سرتون بگه که رفتی ؟؟من که نگفتم بری؟؟به درک که رفتی!!!! چقدر این دنیا پر شده از بیمعرفتی؟؟؟

حالا شما بگین با یک چنین آدمی باید چه کار کرد؟؟؟



برچسب‌ها: دلتنگی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

بی علت

تو را دوست دارم بی آنکه علتش را بدانم .

             محبتی که علت داشته باشد

                                                            یا احترام است یا ریا!!!!

کاش!!!!!!!!!!!!!!!


برچسب‌ها: مطالب عاشقانه, دوست دارم, دلتنگی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

بی وفا

یعنی حس ما بودن برات اینقدر سخت بود
حفظ غرورت تونسته جای خالی منو پر کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته اگه جای برای من تو دلت بوده باشه ب ی و ف ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

i love u

چشمانم را به لحظه دیدارت خیره کردم

ای کاش در لحظه دیدار

چشمانم تا ابد باز بماند

دلم به بودنت عادت کرده

لبم به گفتن نامت عادت کرده

مرو از بهرم

که دلم به حرفi love u باور کرده

شمعیست در دلم

همچو روزنه امید دلم را روشن کرده آه خدایا

مبادا بادی برپا شود شمعم خاموش شود

من خوشه زار قلبم

عشقت در دلم

همچو خوشه های گندم

با هر نسیم رقصی بر تنت

با هر قطره باران بویی بر جانت

با هر بار حضور من عشقی در دلت 

با هر بار نبود من اشکی بر چشت

با هر امید آهی بر لبت

همچو گل هویدا میشود

i lo.........ve you


برچسب‌ها: i love u
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

به راستی دوست داشتن چه زیباست

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس
می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان
سنگین ترین غم دنیاست.
وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به
آرامش می رسید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.
وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان
می شوند.
وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین
نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان
می شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.
وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.
به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟


برچسب‌ها: آثار دوست داشتن, زیبایی های دوست داشتن, دوستی, علائم دوست داشتن, دوستی های سالم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

کاریکاتور و خنده دار ترین عکسها از انسان های تنبل

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

دختر۹ ماهه دیوید بکهام یک مانکن است

به دختر ۹ ماهه دیوید بکام پیشنهاد کار داده شد! یک کمپانی تولید کننده محصولات بچه گانه به هارپر بکام پیشنهاد کرد که به عنوان مدل با این کمپانی همکاری کند

 

 

 

به دختر ۹ ماهه دیوید بکام پیشنهاد کار داده شد! یک کمپانی تولید کننده محصولات بچه گانه به هارپر بکام پیشنهاد کرد که به عنوان مدل با این کمپانی همکاری کند.
 
 
وب سایت “my۱styears.com “یک نامه برای دختر ۹ ماهه ویکتوریا و دیوید بکام نوشت و از او دعوت کرد که به عنوان مدل با این برند تجاری همکاری کند.
این نامه خطاب به این دختر ۹ ماهه نوشته شده بود: “پدر و مادر شما هر دو افراد مشهوری در زمینه مد هستند و ما هیچ دلیلی نمی بینیم که شما فعالیت خود در صنعت مد را از همین سنین کودکی آغاز نکنید.”
 
 
“با توجه به قوانین مربوط به کار کودکان ، ما نمی توانیم مستقیما” با شما قرارداد ببندیم و یا حقوق بدهیم و به همین دلیل رونوشت این نامه برای پدر و مادر شما هم فرستاده شده است . ما خوشحال می شویم که بتوانیم با آنها در مورد حقوق شما صحبت کنیم ،ضمنا” ما آمادگی کامل داریم که مبلغ قابل توجهی به شما پرداخت کنیم تا قبول کنید که مدل مجموعه جدید محصولات ما باشید.”
 
 
 
 
 
 
والدین این کودک هردو در سنین پایین فعالیت حرفه‌یی خود را آغاز کردند، دیوید بکام در سن ۱۷ سالگی ستاره تیم منچستر یونایتد شد و ویکتوریا بعد از تماشای فیلم موزیکال “شهرت” در سن ۷ سالگی ، تصمیم گرفت حرفه موسیقی را دنبال کند.
 
 
گردآوری: گروه سرگرمی درهم کده

برچسب‌ها: دختر۹ ماهه دیوید بکهام یک مانکن است, باز هم یوید بکهام منفجر کرد, دختر دیوید بکهام
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

ازدواج همزمان یک پسر عرب با دو دختر ۱۷ و ۲۱ساله

عبدالرحمن ۲۲ ساله گفته است همزمان دلبسته این دو دختر شده و به همین دلیل تصمیم گرفت همزمان و در یک مراسم، با هر دو دختر ازدواج کند…
 
 
 
 
 
عبدالرحمن ۲۲ ساله گفته است همزمان دلبسته این دو دختر شده  و به همین دلیل تصمیم گرفت همزمان و در یک مراسم، با هر دو دختر ازدواج کند.
داماد جوان که به همراه پدرش در منطقه بیجی در شمال عراق، به کشاورزی مشغول است گفته که با این اقدام می خواسته نشان دهد هیچ یک از دو عروس را بردیگری ترجیح نمی دهد.
 

این دو عروس یعنی”انتظار” ۱۷ ساله دختر عمو و “سعاد” ۲۱ ساله دختر عموی پدر داماد گفته اند که در ابتدا مخالف چنین اقدامی بودند اما پس از رایزنی ها و رفت و آمدها ، موافقت کرده اند.

سعاد هم گفته است که در ابتدا از این پیشنهاد شوکه شده است اما داماد او را قانع کرده که هر دو عروس را باهم دوست دارد. هم اکنون هر دو عروس ، در یک منزل سکونت دارند!

برچسب‌ها: ازدواج, ازدواج به سبک عربی, عرب ها هم رکورد زدند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

باخت سنگین پرسپولیس در برابر تراکتور سازی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

ماه ها

راستشو بخواین یه مطلب تو یکی از وبلاگای دوستام دیدم خیلی به نظرم جالب اومد برا همین گذاشتم همه بخونن

آدرس وبلاگ : عاشقتم تا بینهایت

 از ۳ نفر هرگز متنفر نباش

 

فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها

 

چـون بهتـرین هستند...

 سه نفر را هرگز نرنجون :


اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها

 

چـون صادق هستند...

 سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :


شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها

 

چـون به درد دلت گوش میدهند...

  سه نفر رو هرگز از دست نده :


مرداد ـی ها، خردادی ها، بهمن ـی ها


چـون دوست ِواقعی هستند...


برچسب‌ها: انسان شناسی, طالع بینی, شخصیت شناسی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

تفاوت مرد های قدیم و مردهای جدید

 

واقعا این مرده؟؟؟؟؟

راستشو بخواین من وقتی برای اولین بار دیدمش فکر کردم زنه!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

این مامانمه یا آدم خواره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای یعنی این مامانه منه ؟؟؟؟؟
 
بچه: خدایا آدم کم بود اینو مامان من کردی!!!!!
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

زخم آتشین

چه جای شکوه اگر زخم آتشین خورم

که هرچه بود ز مار در آستین خوردم

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرود آب ندیدم!فریب از این خوردم

مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند

که تیر وسوسه ز یار در کمین خوردم

ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه

من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم!

قفس گشودی ام و اختیار بخشیدی

همین که از قفس پر زدم،زمین خوردم

                                                                         "فاضل نظری"

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

در اتفاقی نادر، زن ۲۳ساله جوان ترین مادربزرگ دنیا شد!! + عکس

در اتفاقی نادر، زن 23ساله جوان ترین مادربزرگ دنیا شد!! + عکس

درهم کده:من در حالی که ۱۱ سال داشتم با یک جواهر‌فروش که ۱۳ سال داشت، ازدواج کرده و دو سال بعد باردار شدم.

برچسب‌ها: رکورد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

شرم آورترین نوع گدایی رو دیدی؟

توصیه میکنم تا ادامه مطلب رو حتما ببینی


برچسب‌ها: شرم آور ترین نوع گدایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

داستان چهار شمع


چهار شمع به آهستگی می‌سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می‌رسید. شمع اول گفت: "من صلح و آرامش هستم، هیچ کسی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می‌میرم......." سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد. شمع دوم گفت: "من ایمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد که دیگر روشن بمانم........." سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت. شمع سوم با ناراحتی گفت: "من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده‌اند و اهمیت مرا درک نمی‌کنند، آنها حتی فراموش کرده‌اند که به نزدیکترین کسان خود عشق بورزند .............." طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد. ناگهان کودکی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید، گفت: "چرا شما خاموش شده‌اید، همه انتظار دارند که شما تا آخرین لحظه روشن بمانید .........". سپس شروع به گریستن کرد........... پــــــــس... شمع چهارم گفت: "نگران نباش تا زمانیکه من وجود دارم ما می‌توانیم بقیه شمع‌ها را دوباره روشن کنیم، مـن امـــید هستم. با چشمانی که از اشک و شوق می‌درخشید، کودک شمع امید را برداشت و بقیه شمع‌ها را روشن کرد.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

شعر هاي پر معني اما كوتاه

 

هيچ وقت در به كسي نبند

چون اين دنيا اونقدر كوچيكه

كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه

ولي اگه دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون

اين دنيا اونقدر بزرگه كه پيداش نميكني

*****************

زمان طولاني ميشه واسه اونايي كه غصه دارن

كوتاه ميشه واسه اونايي كه شادن

دير ميگذره واسه اونايي كه منتظرن

زود ميگذره براي اونايي كه عجله دارن

اما ......اما

ابديميشه واسه اونايي كه عاشقن

**************

آنقدر آه كشيدم ز جهان سير شدم

صورتم گر چه جوان است ولي پير شدم

پيري آن نيست كه در سر بزند موي سپيد

هر جواني كه دل شوق ندارد پير است

************************

تو كتاب خوندم سيگار بده ..... ديگه سيگار نكشيدم

تو كتاب خوندم مشروب بده....... ديگه مشروب نخوردم

تو كتاب  خوندم  قمار  بده....... ديگه قمار نكردم

تو كتاب خوندم مواد مخدر بده ....ديگه مواد نزدم

تو كتاب خوندم عاشقي بده .....ديگه كتاب نخوندم

كتاب راست ميگفت نبايد عاشق شد

**********************

چقدر عجيبه كه:

تا وقتي مريض نشي كسي برات گل نمياره

تا وقتي فرياد نزني كسي به طرفت بر نميگرده

تا وقتي گريه نكني كسي نوازشت نميكنه

تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمياد

و تا نميري كسي تو رو نميبخشه

***************************

 

عاشقت خواهم ماند...... بي آنكه بداني

دوستت خواهم داشت .... بي آنكه بگويم

درد دل خواهم گفت ....بي هيچ كلامي

گوش خواهم كرد... بي هيچ سخني

در آغوشت خواهم گريست ... بي آنكه حس كني

در تو ذوب خواهم شد ...بي هيچ حرارتي

اينگونه شايد احساسم نميرد

*****************

هر چه كردم نشوم از تو جدا بدتر شد

از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد

مثلا خواستم اينبار موقر باشم

وبه جاي تو بگويم كه شما بدتر شد

آسمان وقت من و تو ابري بود

تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نيست كه حال بد من

 بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

روي فرش  دل من جوهري از عشق تو  ريخت

آمدم پاك كنم عشق تو را بدتر شد

***************************

دوست نداري ادامه اش رو بخوني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

خدایا عمریست دستم را گرفته ای مبادا ولش کنی

خـُـدا خـوشـبـَخـتـی مـا رو مـی خـواد .... خــــوشـــبـَــــخــــتــی مـــا دَر ســـــه جـُــمـــلـِــه اَســـــــــت :  

تـَـجـربـه اَز دیــروز ؛ اِســتـِــفــاده اَز اِمــروز ؛ وَ اُمــیــد بــه فـَــردا .
وَلـی شـــِیـطـان بـا سـه جـُمـلـه زِنـدِگـی مـا رو تـَبـاه مـیـُکـنـه :

حـــَـســــرَت دیـــــروز ؛ اِتــــلافــــــ اِمـــــروز ؛ تــَــرس اَز فـَــــردا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

ماجرای عشق و دیوونگی

یه روزی عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتند قایم موشک بازی میکردند تا نوبت به دیوونکی رسید دیوونگی همه را پیدا کرد اما هرچی گشت اثری از عشق نبود فوضولی متوجه شد که عشق پشت یک بوته ی گل سرخ قایم شده و دیوونگی را خبر کرد و دیوونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته ی گل سرخ فرو کرد صدای فریاد عشق بلند شد وقتی همه به سراغش رفتند دیدند چشماش کور شده و دیوونگی که خودش را مقصر میدونست تصمیم گرفت همیشه عشق را همراهی کنه و از اون روز به بعد وقتی عشق به سراغ کسی میره چون کوره بدیه معشوقش رو نمیبینه و دیوونگی هم همیشه در کنارشه۰

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

نامه ای به پدر

نامه ای به پدر
پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يك پاكت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود « براي پدر». پدر با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار كنم، چون مي خواستم جلوي يك رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با سارا پيدا كردم، او واقعاً معركه است، اما مي دونستم كه تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالكوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينكه سنش از من خيلي بيشتره.

 پدر سارا به من گفت كه ما ميتونيم شاد و خوشحال باشيم اما فقط احساسات مهم نيست ، پدر ، اون حامله است

. اون يك كلبه  توي جنگل داره و كُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يك رؤياي مشترك داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه.......

سارا چشمان من رو به روي حقيقت باز كرد كه ماريجوانا واقعاً به كسي صدمه نمي زنه . ما اون رو براي خودمون مي كاريم سارا براي همه كوكائينها و اكس تازي ها مشتري داره

در ضمن، دعا مي كنيم كه علم بتونه درماني براي ايدز پيدا كنه، وحال سارا بهتر بشه

 اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت كنم. يك روز، مطمئنم كه براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،


پاورقي : پدر، هيچ كدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من طبقه بالا هستم تو خونه تامي

فقط مي خواستم بهت يادآوري كنم كه در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به كارنامه مدرسم كه روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن
 
دمش گرم من که حال کردم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

اصلاح تغذیه کودکان در 8 گام

تغذیه کودکان
ا
تغذیه کودکان یکی از چالش برانگیزترین مسائل موجود در خانواده است. عادات تغذیه‌ای یک فرد چه صحیح و چه غلط عموما در خانه و در دوران کودکی شکل می‌گیرد. پس تغذیه صحیح برای کودکان یکی از مهمترین مسائل در زندگی کودک است.


برچسب‌ها: تغذیه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

زن از نگاه علم شیمی

پسرا حتما این مطلب را بخوانید

اخطار       ورود برای خانوم ها ممنوع       اخطار

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 به پشت درب باورت، مسافری نشسته است

مسافری که از خودش، برای تو کشیده دست



بدون آب پشت سر، به سوی قلبت آمده

مسافری که بغض او، غرور لحظه را شکست



ذغال سرخ انتظار، و بوی قلب سوخته

دری به غصه کرده باز، کسی که درب خنده بست



بدون کوله و غذا، شبی که زوزه می کشد

سکوت ضجه می زند، دقیقه ها ،همان که هست



دری که بسته تا ابد، غمی عمیق می شود

سکوت و بغض می جود، به روی سفره ی شکست



مسافر از تو پر کشید به سوی روزمرّگی

سیاه زندگی به تن ، به مرگ آرزو نشست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

بدون شرح

دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد.

پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:


« لورای عزیز،

 

متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در

 

این مدت ده بار به توخیانت کرده ام!!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این

 

وضع نیستیم.


 

من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست»



باعشق : روبرت

 

دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران و دوستانش می خواهد

 

که عکسی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی... خودشان به او قرض بدهند و

 

همه آن عکس ها راکه کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت

 

 گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:



«روبرت،

 

مراببخش،


 

اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،


 

لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.....»

 

دمش گرم!

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس **** گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

 

 

دخترک شانزده ساله بود که براي اولين بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صداي

بمي داشت و هميشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتي نبود اما نمي خواست

 احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اينکه راز اين عشق را در قلبش نگه مي

داشت و دورادور او را مي ديد احساس خوشبختي مي کرد

در آن روزها، حتي يک سلام به يکديگر، دل دختر را گرم مي کرد. او که ساختن ستاره

هاي کاغذي را ياد گرفته بود هر روز روي کاغذ کوچکي يک جمله براي پسر مي

نوشت و کاغذ را به شکل ستاره اي زيبا تا مي کرد و داخل يک بطري بزرگ مي

انداخت. دختر با ديدن پيکر برازنده پسر با خود مي گفت پسري مثل او دختري با

 موهاي بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهايي بسيار سياه ولي کوتاه داشت و وقتي لبخند مي زد، چشمانش به باريکي يک خط مي شد

در ?? سالگي دختر وارد يک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهي

بزرگ در پايتخت راه يافت. يک شب، هنگامي که همه دختران خوابگاه براي دوست

پسرهاي خود نامه مي نوشتند يا تلفني با آنها حرف مي زدند، دختر در سکوت به شماره اي که از مدت ها پيش حفظ کرده بود نگاه مي کرد. آن شب براي نخستين بار

 دلتنگي را به معناي واقعي حس کرد

روزها مي گذشت و او زندگي رنگارنگ دانشگاهي را بدون توجه پشت سر مي

گذاشت. به ياد نداشت چند بار دست هاي دوستي را که به سويش دراز مي شد، رد

 کرده بود. در اين چهار سال تنها در پي آن بود که براي فوق ليسانس در دانشگاهي

که پسر درس مي خواند، پذيرفته شود. در تمام اين مدت دختر يک بار هم موهايش را کوتاه نکرد

دختر بيست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در

همان سال فارغ التحصيل شد و کاري در مدرسه دولتي پيدا کرد. زندگي دختر مثل

گذشته ادامه داشت و بطري هاي روي قفسه اش به شش تا رسيده بود

دختر در بيست و پنج سالگي از دانشگاه فارغ التحصيل شد و در شهر پسر کاري پيدا

کرد. در تماس با دوستان ديگرش شنيد که پسر شرکتي باز کرده و تجارت موفقي را

آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دريافت کرد. در

مراسم عروسي، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و

بدون آنکه شرابي بنوشد، مست شد

زندگي ادامه داشت. دختر ديگر جوان نبود، در بيست و هفت سالگي با يکي از

 همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روي يک کاغذ

کوچک نوشت: فردا ازدواج مي کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره

اي زيبا تا کرد

ده سال بعد، روزي دختر به طور اتفاقي شنيد که شرکت پسر با مشکلات بزرگي

مواجه شده و در حال ورشکستگي است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر

روز او را آزار مي دهند. دختر بسيار نگران شد و به جستجويش رفت.. شبي در

 باشگاهي، پسر را مست پيدا کرد. دختر حرف زيادي نزد، تنها کارت بانکي خود را که

تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستيد، مواظب خودتان باشيد

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگي مي کرد. در اين

سالها پسر با پول هاي دختر تجارت خود را نجات داد. روزي دختر را پيدا کرد و خواست

دو برابر آن پول و ?? درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پيش از آنکه پسر حرفي بزند گفت: دوست هستيم، مگر نه؟

پسر براي مدت طولاني به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد

چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبريک زيبايي برايش نوشت ولي به

مراسم عروسي اش نرفت

مدتي بعد دختر به شدت مريض شد، در آخرين روزهاي زندگيش، هر روز در بيمارستان

يک ستاره زيبا مي ساخت. در آخرين لحظه، در ميان دوستان و اعضاي خانواده اش،

پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سي و شش بطري دارم، مي توانيد آن را

براي من نگهداريد؟

پسر پذيرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد

مرد هفتاد و هفت ساله در حياط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش يک

ستاره زيبا را در دستش گذاشت و پرسيد: پدر بزرگ، نوشته هاي روي اين ستاره

چيست؟

مرد با ديدن ستاره باز شده و خواندن جمله رويش، مبهوت پرسيد: اين را از کجا پيدا

کردي؟ کودک جواب داد: از بطري روي کتاب خانه پيدايش کردم

پدربزرگ، رويش چه نوشته شده است؟

پدربزرگ، چرا گريه مي کنيد؟

کاغذ به زمين افتاد. رويش نوشته شده بود

معناي خوشبختي اين است که در دنيا کسي هست که بي اعتنا به نتيجه، دوستت دارد

 

دوسم داری؟

 

دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت

دختر:آروم تر من ميترسم

پسر:نه داره خوش ميگذره

دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه

پسر:پس بگو دوستم داري

دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر

پسر:حالا محکم بغلم کن دختر بغلش کرد

پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه

و

روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر

ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما

تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار

موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در

 عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  | 

عكس هاي بسيار زيبا همراه با شعر 1

توجه                                                     توجه

  عكس هاي بسيار زيبا همراه با شعر  

        

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ((مهدی))))persianboy((((مهدی))  |